پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۱

غازه از عکس رخت بر چهرهٔ گلشن مزن

بیش از این بر آتش مرغ چمن دامن مزن

خصم را از بردباری کن زبون خویشتن

تا توانی جز تغافل حربه بر دشمن مزن

از روان، بر آب گویی خانهٔ تن را بناست

تکیه جان من ز غفلت بر ثبات تن مزن

شعله شوق ای دل از بیتابیت بالا گرفت

از تپیدن اینقدر بر آتشم دامن مزن

خویش را بازد رود هر کس که از دنبال حرص

با قناعت ساز و همچون برق بر خرمن مزن

آفتابی در بغل دارم چو صبح از مهر دوست

خنده ام ای مدعی بر چاک پیراهن مزن

پیشه ای نبود به غیر از خاکساری مار را

تا توانی تکیه بر همواری دشمن مزن

این به طور آن غزل جویا که واعظ گفته است

خاک غیر از گرد خود بر دیدهٔ دشمن مزن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۳نیست جای پانهادن بر زمین
  2. شمارهٔ ۹۶۴در خرام آمد چو آن مشکین سلاسل بر زمین
  3. شمارهٔ ۹۶۵ساعد او می زند بر شمع کافور آستین
  4. شمارهٔ ۹۶۶خوبرو بسیار از کشمیر می آید برون
  5. شمارهٔ ۹۶۷برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!‏
  6. شمارهٔ ۹۶۸لرزد از جورت دل خلق خدا بر خویشتن
  7. شمارهٔ ۹۶۹از آن دو لب چه گل کام می توان چیدن
  8. شمارهٔ ۹۷۰چون شمع برافروختی از باده کشیدن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.