پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۷

برون آی از نقاب و مشهدم را رشک ایمن کن!‏

چراغی بر مزار کشتگان خویش روشن کن!‏

گل شب زنده داری از ریاض زندگانی چین

‏ متاع فیض بر بالای هم چون ماه، خرمن کن!‏

ز کتمان غمش تنگ آمدم، بی طاقتی رحمی

گل چاک دلم را لاله سان در جی و دامن کن!‏

چراغان ساز جویا تربت فرهاد و مجنون را

گل از اشک جگرگون کوه و صحرا را به دامن کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۹از آن دو لب چه گل کام می توان چیدن
  2. شمارهٔ ۹۷۰چون شمع برافروختی از باده کشیدن
  3. شمارهٔ ۹۷۱چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟
  4. شمارهٔ ۹۷۲تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمن
  5. شمارهٔ ۹۷۳دل آگاه آزاد است از اندیشهٔ مردن
  6. شمارهٔ ۹۷۴به سعی در طلبش راه جستجو سر کن
  7. شمارهٔ ۹۷۵از عاشقان چه گویم و صبر و توانشان
  8. شمارهٔ ۹۷۶تا نهاد آن آفتاب شعله خو پا در چمن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.