پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۹

از آن دو لب چه گل کام می توان چیدن

که بوسه ای به صد ابرام می توان چیدن

به دامنی که بگسترده پرتو خورشید

عرق از آن رخ گلفام می توان چیدن

از آنکه رتبهٔ پابوسی ترا دریافت

چه بوسه ها ز لب بام می توان چیدن

پیاله گیر که از نخل سرکش مینا

گل نشاط به هر جام می توان چیدن

ز نخل بندی آه سحر مشو غافل

از این نهال گل کام می توان چیدن

تو مست ناز به گرمابه ای که تن شویی

گل مراد زگلجام می توان چیدن

ز حسن خلق به دست آر دامن مقصود

کز این بهشت گل کام می توان چیدن

اگرچه مشرب ما دشمن سخن چینی است

ولی ز لعل تو خود کام می توان چیدن

ز خلد وسعت مشرب میا برون جویا

کزین چمن گل آرام می توان چیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۱چون نهد عارف به پر از خلوت دل پا برون؟
  2. شمارهٔ ۹۷۲تا خزان آمد گل کامی نچیدیم از چمن
  3. شمارهٔ ۹۷۳دل آگاه آزاد است از اندیشهٔ مردن
  4. شمارهٔ ۹۷۴به سعی در طلبش راه جستجو سر کن
  5. شمارهٔ ۹۷۵از عاشقان چه گویم و صبر و توانشان
  6. شمارهٔ ۹۷۶تا نهاد آن آفتاب شعله خو پا در چمن
  7. شمارهٔ ۹۷۷ساز شد در پردهٔ خاموشی آخر جنگ من
  8. شمارهٔ ۹۷۸بوسی ز کنج لعل لبش انتخاب کن
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.