پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۸

بوسی ز کنج لعل لبش انتخاب کن

خود را به آن نگار مصاحب شراب کن

بسیار بسته است ز حسن صفا به خویش

آیینه را به آتش رخسار آب کن

بشکن به چهره دستی می گوشهٔ نقاب

خون جگر به جام مه و آفتاب کن

بی طاقتی بس است ترا بال و پر چو موج

آسودگی مجوی دلا اضطراب کن

می بر زبان ز صحبت دونان فتاده است

زنهار از مصاحب بد اجتناب کن

این عقده ها که در دلم افکنده ای به ناز

ظالم به کار طرهٔ پرپیچ و تاب کن

شیرازه تا نباخته مجموعهٔ وجود

بشکن ز غم دلت، ورقی انتخاب کن

جویا مرا ز من به نمک چش گرفته است

حسن برشتهٔ دل مردم کباب کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۰غیر را امشب کباب از اختلاط یار کن
  2. شمارهٔ ۹۸۱ساقی بیار باده و عیشم به کام کن
  3. شمارهٔ ۹۸۲امروز چون توان به مدارا گریستن
  4. شمارهٔ ۹۸۳چراغ دودهٔ مجد و علا امام حسین
  5. شمارهٔ ۹۸۴شعلهٔ حسن ز تو سینهٔ سوزان از من
  6. شمارهٔ ۹۸۵شد بهار و گشت عالم گلستان، ما همچنان
  7. شمارهٔ ۹۸۶چو گل شکفت دگر توبه اختیار مکن
  8. شمارهٔ ۹۸۷چنان یکباره ترک تیغ باز من برید از من
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.