پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۵

شد بهار و گشت عالم گلستان، ما همچنان

کرد گل از خاک اسرار نهان، ما همچنان

شبنم از شب زنده داری تکیه بر خورشید زد

چون شرر در سنگ در خواب گران ما همچنان

ذره با بال سبک روحی هواپیما شده است

زیر کهسار گرانجانی نهان ما همچنان

قطره گوهر گشت و سنگ خاره شد یاقوت ناب

برد آب و خاک فیض حر و کان ما همچنان

آه از بیداد محروص که آخر مور خط

کام خود بگرفت ازین شکر لبان ما همچنان

فضل حق با آنکه جویا زرق ما را ضامن است

مانده از غفلت به کر آب و نان ما همچنان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۷چنان یکباره ترک تیغ باز من برید از من
  2. شمارهٔ ۹۸۸شد خیال رویش از بس آشنای چشم من
  3. شمارهٔ ۹۸۹عجب ز غنچه به آن لعل همسری کردن
  4. شمارهٔ ۹۹۰شمعی که مرا روشنی جان تن است آن
  5. شمارهٔ ۹۹۱ساقیا رحمی بر احوال من افتاده کن
  6. شمارهٔ ۹۹۲حیف باشد واله دنیای دون پرور شدن
  7. شمارهٔ ۹۹۳خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن
  8. شمارهٔ ۹۹۴به خود بست آنکه ز آب و تاب خود چون گوهر غلتان
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.