پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۲

حیف باشد واله دنیای دون پرور شدن

قطره در حبس ابد مانده است از گوهر شدن

شکر کن بر ناتوانیها که می یابد هلال

منصب حسن کمال از پهلوی لاغر شدن

فقر در آئین ارباب توکل کیمیاست

خاک گردیدن بود در مشرب ما زر شدن

تا توانی خویشتن را کمتر از هر کم شمار

گر بود در خاطرات اندیشهٔ بهتر شدن

ای ستمگر فکر خود می کن که باید عاقبت

اخگر سوزنده را ناچار خاکستر شدن

شیخنا! آدم شدن گیرم که مقدور تو نیست

پر ضروری هن نکرده است اینقدرها خر شدن

سینه کندن، خون دل خوردن، شعار خویش ساز!‏

ای که باشد چون عقیقت ذوق نام آور شدن

پای در دامان عزلت کش چو شد مویت سفید

حیف باشد باق خم حلقهٔ هر در شدن

زینهار از خون خود خوردن منال ای دل که هست

پیش ما کفران نعمت بدتر از کافر شدن

چشم دارم سرمهٔ چشم ملک سازد مرا

همچو جویا خاک راه آل پیغمبر شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۴به خود بست آنکه ز آب و تاب خود چون گوهر غلتان
  2. شمارهٔ ۹۹۵چشم بد دور آفتاب می نماید بر زمین
  3. شمارهٔ ۹۹۶پرند بوی گل پیراهن او
  4. شمارهٔ ۹۹۷ریخت مژگانت که ویرانی بود آباد ازو
  5. شمارهٔ ۹۹۸گلستان بی‌بر رویی به زندان می‌زند پهلو
  6. شمارهٔ ۹۹۹بسکه نرم و صاف باشد سربسر اعضای او
  7. شمارهٔ ۱۰۰۰جواب ناله ام را کی دهد چشم سیاه او
  8. شمارهٔ ۱۰۰۱نیست آسان چارهٔ دیوانهٔ گیسوی او
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.