پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۳

خداوندا دل وارسته از دنیا کرامت کن

به سویت افتقار از غیرت استغنا کرامت کن

به مقصد می‌رساند هرکسی را لطف از راهی

مرا هم فتح بابی از در دل‌ها کرامت کن

زبان گفتگو کردی عطا، توفیق غوری ده!

چو موجم ترزبانی با ته دریا کرامت کن

جنون آب و هوای دشت وسعت مشربی خواهد

مرا از پردهٔ دل دامن صحرا کرامت کن

دلم را می‌فشارد تنگنای عالم امکان

مرا دامان دشتی در خور سودا کرامت کن

ببینم نیک و بد را تا به یک چشم اندر این محفل

به سان شمع بزمم دیدهٔ بینا کرامت کن

زبان نکته‌سنجی همچو صائب بخش جویا را

خدایا قطره‌ام را شورش دریا کرامت کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۵چشم بد دور آفتاب می نماید بر زمین
  2. شمارهٔ ۹۹۶پرند بوی گل پیراهن او
  3. شمارهٔ ۹۹۷ریخت مژگانت که ویرانی بود آباد ازو
  4. شمارهٔ ۹۹۸گلستان بی‌بر رویی به زندان می‌زند پهلو
  5. شمارهٔ ۹۹۹بسکه نرم و صاف باشد سربسر اعضای او
  6. شمارهٔ ۱۰۰۰جواب ناله ام را کی دهد چشم سیاه او
  7. شمارهٔ ۱۰۰۱نیست آسان چارهٔ دیوانهٔ گیسوی او
  8. شمارهٔ ۱۰۰۲بس که سنگینم ز بار غم به راه جست‌و‌جو
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.