پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۰

جواب ناله ام را کی دهد چشم سیاه او

که سنگ سرمه باشد کوه تمکین نگاه او

علو همت آن کس را که دارد گرم زرپاشی

جهان چون پنجهٔ خورشید زید دستگاه او

بود زیبنده لا شوق دیدار تو آنکس را

که چون شبنم برد از جای چشمش را نگاه او

مه نو را که نسبت داده است آیا به ابرویت؟

که بر اوج فلک می رقصد از شادی کلاه او

به جای گرد خیزد درد از جولانگهش جویا

دل عشاق گردیده است از بس فرش راه او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۲بس که سنگینم ز بار غم به راه جست‌و‌جو
  2. شمارهٔ ۱۰۰۳صحبت بی نفاق یاران کو
  3. شمارهٔ ۱۰۰۴نه همین پیچد به خود از شوق رویت موی تو
  4. شمارهٔ ۱۰۰۵حسن از تاب و تب است از شعلهٔ دیدار او
  5. شمارهٔ ۱۰۰۶صفا دارد ز بس اندام سیمین سمین او
  6. شمارهٔ ۱۰۰۷دمیده همچو مهر از مشرق خوبی جمال او
  7. شمارهٔ ۱۰۰۸آنکه شور صد قیامت بود با خلخال او
  8. شمارهٔ ۱۰۰۹ای شوخ قوشجی که ز بیداد خوی تو
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.