پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۹

ای شوخ قوشجی که ز بیداد خوی تو

اغری دویده باز نگاهم به سوی تو

چشمی سیاه کرده همانا به روی تو

هر حلقه ای که گشته نمایان ز موی تو

دور می اش ز حلقهٔ ماتم دهد نشان

بزمی که نقل او بود گفتگوی تو

افتد به شیشهٔ خانه افلاک رخنه ها

بالد هوا به خویشتن از بس ز بوی تو

زایل نگشت رنگ خجالت ز چهره اش

شرمنده گشته است گل از بس ز روی تو

بی تو نه ایم نیم نفس گرچه عمرهاست

از خویش رفته یم پی جستجوی تو

بی شک به رنگ آینه صاف است باطنش

هر کس که او نگفته خوش آمد به روی تو

زین بحر قانع ار شده باشی به قطره ای

جویا بجا بود چو گهر آبروی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۱در سحرخیزی به ارباب سعادت یار شو
  2. شمارهٔ ۱۰۱۲مستغنی از می آیم ز جان نگاه او
  3. شمارهٔ ۱۰۱۳چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
  4. شمارهٔ ۱۰۱۴ترا دو ابروی پیوسته بر جبین شکفته
  5. شمارهٔ ۱۰۱۵کی کنم سودا به نقد جان و دل کالای آه
  6. شمارهٔ ۱۰۱۶در گلویم بی‌تو هردم آب می‌گردد گره
  7. شمارهٔ ۱۰۱۷کو بهاران تا برآید از کمین ابر سیاه
  8. شمارهٔ ۱۰۱۸گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.