پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۷

کو بهاران تا برآید از کمین ابر سیاه

این قلمرو را کشد زیر نگین ابر سیاه

تخم حسرت ریزد از هر اشک مژگان ترم

گویی از دریای دل برخاست این ابر سیاه

مایه بر می دارد از خاک سرشک آلوده ام

سینه می مالد از آنرو بر زمین ابر سیاه

هر نفس می ریزد ز مژگان ترم سیل سرشک

دارد آری گریه را در آستین ابر سیاه

لشکر دی را به زور تیربارانی شکست

در بهاران چون برآید از کمین ابر سیاه

کشتیش جویا قدر گردید با چشم ترم

سایه وش افتاد آخر بر زمین ابر سیاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۹از حیا تا رنگ رخسارت به پرواز آمده
  2. شمارهٔ ۱۰۲۰بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوه
  3. شمارهٔ ۱۰۲۱زفیض فکر شب ها چون به دور شمع، پروانه
  4. شمارهٔ ۱۰۲۲سال سال از من نمی رسی چه جای ماه ماه
  5. شمارهٔ ۱۰۲۳به جام لاله می رنگ تا بود در کوه
  6. شمارهٔ ۱۰۲۴برنتابد دیدهٔ خونین ما بار نگاه
  7. شمارهٔ ۱۰۲۵رفتیم ز بس با دل پر شور در این راه
  8. شمارهٔ ۱۰۲۶می کشد عکس ترا پر تنگ در بر آینه
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.