پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۰

بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوه

با نوای مطرب و شیون هم آهنگ است کوه

پای جرات بر زمین افشرده با تیغ و کمر

با پلنگ چرخ گویی بر سر جنگ است کوه

آسمانی خورد گویا غوطه در خون شفق

از وفور لاله و گل بسکه خوش رنگ است کوه

از ضعیفی گرچه وزن یک پرکاهم نماند

معنیم را نیک اگر سنجد پا سنگ است کوه

گشته در کشمیر از تخت سلیمان روشنم

مملکت باشد جهان آن را که اورنگ است کوه

نقشها سازد عیان از سبزه و گل هر طرف

دیدهٔ بد دور جویا رشک ارژنگ است کوه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۲سال سال از من نمی رسی چه جای ماه ماه
  2. شمارهٔ ۱۰۲۳به جام لاله می رنگ تا بود در کوه
  3. شمارهٔ ۱۰۲۴برنتابد دیدهٔ خونین ما بار نگاه
  4. شمارهٔ ۱۰۲۵رفتیم ز بس با دل پر شور در این راه
  5. شمارهٔ ۱۰۲۶می کشد عکس ترا پر تنگ در بر آینه
  6. شمارهٔ ۱۰۲۷زان چشم مست کار صبوحی کند نگاه
  7. شمارهٔ ۱۰۲۸به زر نگین صفت از بس دل تو بند شده
  8. شمارهٔ ۱۰۲۹در دلم از گریه دایم سخت تر گردد گره
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.