پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۷

زان چشم مست کار صبوحی کند نگاه

در هر رگم چو شمع از آن می دود نگاه

همچون شکست شیشه صدا می شود بلند

در بزم می چو بر نگهی برخورد نگاه

خواهم که بینمش ولی از دور باش حسن

مانند شمع بزم به چشمم تپد نگاه

حقت به جانب است که نظاره دشمنی

دشنام دادنی بود افزون ز حد نگاه

نظاره خار پیرهن اختلاط اوست

چندان نگاه مکن که به طبعش خلد نگاه

از شوق دیدن تو و از ضعف تن چه دور

با خویشتن مرا اگر از جا برد نگاه

کو طاقتی که از تواند ز جای خاست

بر صفحهٔ جمال تو هر جا فتد نگاه

چون بینمت که مدعیان در کمینگه اند

اینجا به گوشها چو فغان می رسد نگاه

جویا ز بس گداخته از شرم روی او

چون قطرهٔ سرشک ز چشمم چکد نگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۹در دلم از گریه دایم سخت تر گردد گره
  2. شمارهٔ ۱۰۳۰ز اشک آخر به دل فیضی رسد آهسته آهسته
  3. شمارهٔ ۱۰۳۱غنچه بی جلوهٔ دیدار تو دل تنگ شده
  4. شمارهٔ ۱۰۳۲الهی در ره فقرم شکوه پادشاهی ده
  5. شمارهٔ ۱۰۳۳نور عرفان در دل صافی ضمیران برده راه
  6. شمارهٔ ۱۰۳۴پرتو افکن گشت رخسار تو تا در آینه
  7. شمارهٔ ۱۰۳۵کردم از لخت جگر طرح زبان تازه ای
  8. شمارهٔ ۱۰۳۶گشتم اسیر نوگل بلبل ندیده ای
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.