پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۳

نور عرفان در دل صافی ضمیران برده راه

مطلع خورشید زیبد در بیاض صبحگاه

بس بود روزی که روها از گنه گردد سیاه

برگ عیش اهل ندامت را زبان عذرخواه

می نماید فیض جمعیت ضعیفان را قوی

کاروان مور زنجیر است چون افتد به راه

عیب نخوت بر نتابد طینت اهل کمال

ماه نو از ناتمامی کج نهد بر سر کلاه

آفتاب من چو برگیرد نقاب از فرط شوق

همچو شبنم می روم از خویش با بال نگاه

بحر رحمت می شود در سودن مژگان بهم

قطرهٔ اشکی که بارد چشمت از بیم گناه

تا زخود بیرون نیایی کی به مقصد می رسی

آنکه جویا رفته است از خود به خود برداشت راه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۵کردم از لخت جگر طرح زبان تازه ای
  2. شمارهٔ ۱۰۳۶گشتم اسیر نوگل بلبل ندیده ای
  3. شمارهٔ ۱۰۳۷دل چیست واله نگه ترک زاده ای
  4. شمارهٔ ۱۰۳۸صورت حالش دگرگون شد ز گل رخساره‌ای
  5. شمارهٔ ۱۰۳۹دوش بر قلب دل غم زده غافل زده ای
  6. شمارهٔ ۱۰۴۰آه که امشب چه‌ها با دل ما کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۱۰۴۱ای دل از فیض محبت چه بسامان شده ای
  8. شمارهٔ ۱۰۴۲عید من باشد گرفتاری به یار تازه ای
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.