پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۹

دوش بر قلب دل غم زده غافل زده ای

بس شبیخون ز رخ و زلف که در دل زده ای

حیف از آن دل که در تو در بند تمنا داری

در خلوتگه جان را به هوس گل زده ای

دست توفیق شد و دامن مقصد بگرفت

پشت پایی که تو بر هستی باطل زده ای

آرزو بند گرانیست به پای طلبت

مهر از داغ تمنا به در دل زده ای

کی بجز پنجهٔ عشقش بگشاد جویا

عقده ای را که تو در کار خود از دل زده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۱ای دل از فیض محبت چه بسامان شده ای
  2. شمارهٔ ۱۰۴۲عید من باشد گرفتاری به یار تازه ای
  3. شمارهٔ ۱۰۴۳منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای
  4. شمارهٔ ۱۰۴۴باز از تغافلی صف پیمان شکسته ای
  5. شمارهٔ ۱۰۴۵از برم دل می برد هر دم به رنگ تازه ای
  6. شمارهٔ ۱۰۴۶تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای
  7. شمارهٔ ۱۰۴۷خیال تندخویی با دلم سر می‌کند بازی
  8. شمارهٔ ۱۰۴۸ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.