پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۸

ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی

ز خاکم هممچو نرگس سرزند هر سبزه با چشمی

ز ضعف تن شدم چون سوزنی تا رفتم از کویش

هنوزم هست از سر زندگیها بر قفا چشمی

به راه انتظار ناوک او در لحد باشد

بسان شمع با هر استخوان من جدا چشمی

سیه ماریست گویی خنجرش از بس کمین خواهی

سیه کرده است از هر حلقهٔ جوهر به ما چشمی

بود چون مجلس تصویر از دل مردگی جویا

به هر بزمی که نبود با نگاهی آشنا چشمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۰نهانی در حجاب زندگانی
  2. شمارهٔ ۱۰۵۱می افزود چراغ زندگانی
  3. شمارهٔ ۱۰۵۲تا مرا شد با تو ای گل پیرهن دلبستگی
  4. شمارهٔ ۱۰۵۳دست ریزش ساقیا هرگز مباد از ما کشی
  5. شمارهٔ ۱۰۵۴ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمری
  6. شمارهٔ ۱۰۵۵گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری
  7. شمارهٔ ۱۰۵۶ای من فدای نام تو یا مرتضی علی
  8. شمارهٔ ۱۰۵۷سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.