پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۴

ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمری

فتاد آخر ترا هم حلقه‌ای بر گردن ای قمری

مگر سرو مرا دیدی که از جوش تپیدن‌ها

زبال و پر ترا صد پاره شد پیراهن ای قمری

سراپا مد آهی می‌شود هر سرو این گلشن

به طرز من دمی گر سر کند نالیدن ای قمری

ترا لاف تجرد کی رسد با ما که بر گردن

گریبانی هنوزت مانده از پیراهن ای قمری

ز یاد سرو خود جویا گلستان در بغل دارد

بود کنج قفس او را فضای گلشن ای قمری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۶ای من فدای نام تو یا مرتضی علی
  2. شمارهٔ ۱۰۵۷سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی
  3. شمارهٔ ۱۰۵۸ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
  4. شمارهٔ ۱۰۵۹چه خواهد شد دمی با غنچه هم‌آواز اگر باشی
  5. شمارهٔ ۱۰۶۰خود را چو زخود جدا بیابی
  6. شمارهٔ ۱۰۶۱زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهی
  7. شمارهٔ ۱۰۶۲تا قیامت در شکنج دام زلف دلبری
  8. شمارهٔ ۱۰۶۳دل دیوانهٔ عشق تو از هر قطرهٔ خونی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.