پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۲

تا قیامت در شکنج دام زلف دلبری

می تپیدم کاشکی می داشتم بال و پری

ناله از جور فلک در کیش ما دون همتی است

شکوه مذموم است از بیداد بی پا و سری

پادشاه وقت خود باشد به روی پوست تخت

در جهان درویش یعنی خسرو بی افسری

در محیط غم ز بی صبری چنین آواره ام

کی تباهی می شدم می داشتم گر لنگری

از سبک رفتاریش بی مغزی او ظاهر است

چون اراجیف آنکه جویا می دود بر هر دری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۴چند دل را به جهان گذران شاد کنی؟
  2. شمارهٔ ۱۰۶۵خوش آن رندی که مینا را به ساغر می کند خالی
  3. شمارهٔ ۱۰۶۶شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی
  4. شمارهٔ ۱۰۶۷ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری
  5. شمارهٔ ۱۰۶۸جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی
  6. شمارهٔ ۱۰۶۹اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری
  7. شمارهٔ ۱۰۷۰کشید شور جنونم سوی بیابانی
  8. شمارهٔ ۱۰۷۱دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.