پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۸

جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی

بی تو آرام ندارد دل بیتاب کسی

رگ خوابش ز رگ گل نتواند فرق نمود

آیی ار نیم شبی سرزده در خواب کسی

آبرو شد سبب تربیت ما چو گهر

نیست سرسبزی ما همچو گل از آب کسی

از ازل خاک در عشق شدن منصب ماست

درگه عشق بجز ما نبود باب کسی

ناز آن آبروی خونریز به دل کار کند

ترسم از لنگر شمشیر سیه تاب کسی

کرده طرح این غزل تازهٔ رنگین جویا

نکته دان یار ادافهم سخن یاب کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۰کشید شور جنونم سوی بیابانی
  2. شمارهٔ ۱۰۷۱دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
  3. شمارهٔ ۱۰۷۲در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
  4. شمارهٔ ۱۰۷۳از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی
  5. شمارهٔ ۱۰۷۴عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی
  6. شمارهٔ ۱۰۷۵دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی
  7. شمارهٔ ۱۰۷۶از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگی
  8. شمارهٔ ۱۰۷۷تا دور ز رخ نقاب کردی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.