پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۷

ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری

به لعلت سبز حسن مطلع ابروست پنداری

مرا در پاس عزلت لذت عمر ابد باشد

اگر آب حیاتی هست آب روست پنداری

زشمشیر تغافل تا دو نیم افتاد در راهش

دل آواره ام نقش پی آهوست پنداری

ترا از دیدن خود تا به فکر خویش افتادی

به زانو آینه، آئینه زانوست پنداری

ز فیض نکته سنجی بزم را رشک ارم کردی

لب خاموشی جویا غنچهٔ بی بوست پنداری

رخسار تو از خوش آب و رنگی

زد طعنه به قرمز فرنگی

دل در خم زلف مشکفام است

چون آینه ای به دست زنگی

افسوس که همچو برگ رعنا

پیداست زنو گلم دو رنگی

خط بررخ آن فرنگ حسنت

پیچیده تر از خط فرنگی

جویا به خیال آن دهن رفت

افتاد دلش به دام تنگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۹اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری
  2. شمارهٔ ۱۰۷۰کشید شور جنونم سوی بیابانی
  3. شمارهٔ ۱۰۷۱دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
  4. شمارهٔ ۱۰۷۲در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
  5. شمارهٔ ۱۰۷۳از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی
  6. شمارهٔ ۱۰۷۴عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی
  7. شمارهٔ ۱۰۷۵دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی
  8. شمارهٔ ۱۰۷۶از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.