پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۴

عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی

بسته ام خود را به پیچ و تاب زنجیر کسی

می گشاید بر تنم هر زخم آغوش نشاط

بسکه جا کرده است در دل شوق شمشیر کسی

در محبت بسکه یکرنگم ز عکس چهره ام

صفحهٔ آیینه گردد لوح تصویر کسی

گفتگوی اهل غفلت لایق واگویه نیست

خواب مخمل کی بود شایان تعبیر کسی

می تپد جویا دلم در سینه از جوش حسد

تا کجا در خاک و خون غلتیده نخجیر کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۶از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگی
  2. شمارهٔ ۱۰۷۷تا دور ز رخ نقاب کردی
  3. شمارهٔ ۱۰۷۸به چشمم موج می دور از تو شمشیر است پنداری
  4. شمارهٔ ۱۰۷۹از هر که گشت محو تو مستور نیستی
  5. شمارهٔ ۱۰۸۰این چه بیداد است ای شمشاد قامت می‌کنی
  6. شمارهٔ ۱۰۸۱به قصد کشتنم افراخت قد خورشید سیمایی
  7. شمارهٔ ۱۰۸۲فسون‌سازی که دل را می‌برد نیرنگش از شوخی
  8. شمارهٔ ۱۰۸۳هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.