پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۳

هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی

چون غنچهٔ نرگس بود آبستن چشمی

یک شب ز جمالش چقدر بهره توان برد

بگذشت شب وصال به مالیدن چشمی

درد نگه عجز چه دانی؟ که نبرده است

گوش نگهت بهره ز نالیدن چشمی

چون آینه گشتم همه تن واله دیدار

چیند چقدر گل کسی از روزن چشمی

زان می که نپیموده به من رفته ام از خویش

غارتگر هوش است به دزدیدن چشمی

جویا نتوانست زباندان نگه شد

آن کس که نخورده است دل او فن چشمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۵از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!‏
  2. شمارهٔ ۱۰۸۶جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟
  3. شمارهٔ ۱۰۸۷نصرت ده حبیب خدا مرتضی علی
  4. شمارهٔ ۱۰۸۸به دنیا پشت پا زن تا شه روی زمین باشی
  5. شمارهٔ ۱۰۸۹مستور گشت رویش زیر نقاب نیمی
  6. شمارهٔ ۱۰۹۰اگر از دیدن عیب خلایق چشم می‌پوشی
  7. شمارهٔ ۱۰۹۱موسم مستی است ایام بهاران های های
  8. شمارهٔ ۱۰۹۲اگر چشمی به زیر افکنده باشی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.