پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۴

چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی

به دامان نگاه آویزی و صاحب نظر باشی

ره از خویش رفتن راست تا درگاه دل باشد

ز حال دل خبر یابی گر از خود بی خبر باشی

گذارد تیغ قاتل همچو موج از گرمی خونم

تو تا کی خیره سرای مدعی چون نیشتر باشی

شب هجران کز افغانت دل خارا را به درد آید

ز برق ناله جویا آفت کوه و کمر باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۶جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟
  2. شمارهٔ ۱۰۸۷نصرت ده حبیب خدا مرتضی علی
  3. شمارهٔ ۱۰۸۸به دنیا پشت پا زن تا شه روی زمین باشی
  4. شمارهٔ ۱۰۸۹مستور گشت رویش زیر نقاب نیمی
  5. شمارهٔ ۱۰۹۰اگر از دیدن عیب خلایق چشم می‌پوشی
  6. شمارهٔ ۱۰۹۱موسم مستی است ایام بهاران های های
  7. شمارهٔ ۱۰۹۲اگر چشمی به زیر افکنده باشی
  8. شمارهٔ ۱۰۹۳مقصد ظاهرپرستان است و اهل دل یکی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.