پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۰

اگر از دیدن عیب خلایق چشم می‌پوشی

همانا در پی کتمان عیب خویش می‌کوشی

عبادت در حضور خلق ار چشم قبول افتد

تو ظالم فسق را از دیدهٔ مردم نمی‌پوشی

چو آب جو که گل در خور کشد آهسته آهسته

روان‌بخش تو گردد می به همواری اگر نوشی

ز می چون اینقدر اظهارت نفرت می‌کنی زاهد

نظر بر هوش‌های ناقص ما باز خاموشی

ببند از خودستایی لب که گردد قیمتت کمتر

در این بازار چندانی که خود را بیش بفروشی

بود ز آیینه جویا روشن این معنی که در عالم

صفای سینه نتوان یافتن غیر از نمدپوشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۲اگر چشمی به زیر افکنده باشی
  2. شمارهٔ ۱۰۹۳مقصد ظاهرپرستان است و اهل دل یکی
  3. شمارهٔ ۱۰۹۴تا که تو بر خویشتن سوار نباشی
  4. شمارهٔ ۱۰۹۵اگر محاسبه روز حشر در نظر آری
  5. شمارهٔ ۱۰۹۶چو شمع بزم حسن روستایی
  6. شمارهٔ ۱۰۹۷به ششدر کار خود از شش جهت انداختی رفتی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.