پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹۱

موسم مستی است ایام بهاران های های

فصل گل را مغتنم دانید یاران های های

دست افشان پای کوبان می روم از خویشتن

رقص مستی سیر دارد می گساران های های

می روم افتان و خیزان تا بکوی می فروش

گرد راه می کشانم، باده خواران! های های

می نمایم شبنم خوی برگل رخساره اش

نم نم باران و صبح نوبهاران های های

مرغ روح از دل تپیدن طبل وحشت خورده است

خجلتی دارم ز روی جان شکاران های های

نه رود یار از برم نه غیر آید بر سرم

خوش بود معشوق و می در روز باران های های

می پرد رنگ از رخم جویا ببال بوی گل

می روم از خود به یاد گلعذاران های های

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۳مقصد ظاهرپرستان است و اهل دل یکی
  2. شمارهٔ ۱۰۹۴تا که تو بر خویشتن سوار نباشی
  3. شمارهٔ ۱۰۹۵اگر محاسبه روز حشر در نظر آری
  4. شمارهٔ ۱۰۹۶چو شمع بزم حسن روستایی
  5. شمارهٔ ۱۰۹۷به ششدر کار خود از شش جهت انداختی رفتی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.