پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۶

جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟

چرا در صبح کاذب صبح صادق را نهان کردی؟

نرفت از جا به اشک و آه، مشت استخوان من

چو شمعم بارهها در آب و آتش امتحان کردی

خدا کیفیت جام نگاهت را بیفزاید

که آزادم ز بار منت رطل گران کردی

سرت گردم چه رنگ است اینکه در چشم تماشایی

چو شاخ ارغوان مد نگه را خونچکان کردی

در آب و آتش آرزم و غیرت بال و پر می زد

چها با مرغ دل در مستی ای نامهربان کردی

لبم گویا لب تصویر بود از جوش خاموشی

چو موجم در مسلسل گویی ای می تر زبان کردی

به ذکر می چه آلایی زبان آرزو جویا

غم پیریم را فریاد کز یادش جوان کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۸به دنیا پشت پا زن تا شه روی زمین باشی
  2. شمارهٔ ۱۰۸۹مستور گشت رویش زیر نقاب نیمی
  3. شمارهٔ ۱۰۹۰اگر از دیدن عیب خلایق چشم می‌پوشی
  4. شمارهٔ ۱۰۹۱موسم مستی است ایام بهاران های های
  5. شمارهٔ ۱۰۹۲اگر چشمی به زیر افکنده باشی
  6. شمارهٔ ۱۰۹۳مقصد ظاهرپرستان است و اهل دل یکی
  7. شمارهٔ ۱۰۹۴تا که تو بر خویشتن سوار نباشی
  8. شمارهٔ ۱۰۹۵اگر محاسبه روز حشر در نظر آری
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.