پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۸

به دنیا پشت پا زن تا شه روی زمین باشی

وز آن دل کز جهانش کنده ای صاحب نگین باشی

قضا را نیست پروایی ز شادی و غم دلها

چرا تا می توان خرسند بود، اندوهگین باشی؟

در اندام تو صورت بسته از بس معنی خوبی

به هر کس برخوری چون شعر رنگین دلنشین باشی

نمی آیی برون از عهدهٔ یک سجدهٔ شکرش

به رنگ ماه نو از پای تا سر گر جبین باشی

دوایی از شراب کهنه نیکوتر نمی باشد

اگر زاهد تو در فکر علاج درد دین باشی

به آسانی شکارانداز صید مدعا گردی

اگر جویا توانی خویشتن را در کمین باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹۰اگر از دیدن عیب خلایق چشم می‌پوشی
  2. شمارهٔ ۱۰۹۱موسم مستی است ایام بهاران های های
  3. شمارهٔ ۱۰۹۲اگر چشمی به زیر افکنده باشی
  4. شمارهٔ ۱۰۹۳مقصد ظاهرپرستان است و اهل دل یکی
  5. شمارهٔ ۱۰۹۴تا که تو بر خویشتن سوار نباشی
  6. شمارهٔ ۱۰۹۵اگر محاسبه روز حشر در نظر آری
  7. شمارهٔ ۱۰۹۶چو شمع بزم حسن روستایی
  8. شمارهٔ ۱۰۹۷به ششدر کار خود از شش جهت انداختی رفتی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.