پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۲

فسون‌سازی که دل را می‌برد نیرنگش از شوخی

گریبان چاک ساز برگ گل را رنگش از شوخی

تو چون برقع گشایی در چمن گل غنچه می‌گردد

فرنگ رنگت از بس می‌کند دلتنگش از شوخی

نوای بلبل این گلستان شور دگر دارد

بود با لخت دل گل‌بازی آهنگش از شوخی

در این پیرانه‌سر گر سایه بر کهسار اندازم

پرد همچون کبوتر بر هوا هر سنگش از شوخی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۴چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
  2. شمارهٔ ۱۰۸۵از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!‏
  3. شمارهٔ ۱۰۸۶جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟
  4. شمارهٔ ۱۰۸۷نصرت ده حبیب خدا مرتضی علی
  5. شمارهٔ ۱۰۸۸به دنیا پشت پا زن تا شه روی زمین باشی
  6. شمارهٔ ۱۰۸۹مستور گشت رویش زیر نقاب نیمی
  7. شمارهٔ ۱۰۹۰اگر از دیدن عیب خلایق چشم می‌پوشی
  8. شمارهٔ ۱۰۹۱موسم مستی است ایام بهاران های های
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.