پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸۱

به قصد کشتنم افراخت قد خورشید سیمایی

قیامت راست شد برخاست از جا سرو بالایی

وفا بیگانه ای بی رحم بی باکی دل آزاری

مروت دشمنی بد مست ترکی باده پیمایی

اگر آبی خورم با او می ناب است پنداری

وگر صهبا بنوشم دور ازو آب است پنداری

بیاض گردنی را در نظر دارم که از یادش

چو گوهر خلوتم لبریز مهتاب است پنداری

نسیمی کز سرکویش سحر در اهتزاز آید

بنای طاقتم را موج سیلاب است پنداری

شبی کز داغ حرمانش دلم چون لاله درگیرد

به دستم ساغر می جام خوناب است پنداری

چنان در جستجویش صورت سرگشتگی گشتم

که از عکس رخم آیینه گرداب است پنداری

به صحرایی که وحشت گشته خضر راه ما جویا

کمند برق بیتابی رگ خواباست پنداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۳هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی
  2. شمارهٔ ۱۰۸۴چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
  3. شمارهٔ ۱۰۸۵از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!‏
  4. شمارهٔ ۱۰۸۶جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟
  5. شمارهٔ ۱۰۸۷نصرت ده حبیب خدا مرتضی علی
  6. شمارهٔ ۱۰۸۸به دنیا پشت پا زن تا شه روی زمین باشی
  7. شمارهٔ ۱۰۸۹مستور گشت رویش زیر نقاب نیمی
  8. شمارهٔ ۱۰۹۰اگر از دیدن عیب خلایق چشم می‌پوشی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.