پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۹

از هر که گشت محو تو مستور نیستی

وز هر که بست دل برخت دور نیستی

باشد نقاب روی تو شرم نگاه ما

چون گشت دیده محو تو مستور نیستی

ضبط نگه ز روی نکو عین ابلهی است

بگشای دیده زاهد اگر کور نیستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۱به قصد کشتنم افراخت قد خورشید سیمایی
  2. شمارهٔ ۱۰۸۲فسون‌سازی که دل را می‌برد نیرنگش از شوخی
  3. شمارهٔ ۱۰۸۳هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی
  4. شمارهٔ ۱۰۸۴چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
  5. شمارهٔ ۱۰۸۵از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!‏
  6. شمارهٔ ۱۰۸۶جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟
  7. شمارهٔ ۱۰۸۷نصرت ده حبیب خدا مرتضی علی
  8. شمارهٔ ۱۰۸۸به دنیا پشت پا زن تا شه روی زمین باشی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.