پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷۸

به چشمم موج می دور از تو شمشیر است پنداری

تبسم بر لب گل خندهٔ شیر است پنداری

ز درد جوهر فریاد بلبل دل دو نیم افتد

چمن را خرمی از آب شمشیر است پنداری

ز بس سنگین ز گرد کلفت خاطر بود آهم

چنان بر دست و پا پیچد که زنجیر است پنداری

خزان به شدن را دست یغمایی بر او نبود

گل داغ دل از گلهای تصویر است پنداری

ز شوقش لاله سان کردن سر از جیب زمین بیرون

به خاکم سایهٔ آن نونهال افتاده پنداری

ز وصل و هجر هرگز نیک و بد بر لب نمی آرم

زبان نطقم از شوق تو لال افتاده پنداری

گرفتار کمند خواهش صید افکنی گشتم

که نقش پای او چشم غزال افتاده پنداری

چنان محو سر زلفش شدم دور از رخش جویا

که چشمم حلقهٔ دام خیال افتاده پنداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸۰این چه بیداد است ای شمشاد قامت می‌کنی
  2. شمارهٔ ۱۰۸۱به قصد کشتنم افراخت قد خورشید سیمایی
  3. شمارهٔ ۱۰۸۲فسون‌سازی که دل را می‌برد نیرنگش از شوخی
  4. شمارهٔ ۱۰۸۳هر قطرهٔ اشکم ز پی دیدن چشمی
  5. شمارهٔ ۱۰۸۴چو شبنم به که فارغ از امید بال و پر باشی
  6. شمارهٔ ۱۰۸۵از پای فکنده است مرا محنت و غم، های!‏
  7. شمارهٔ ۱۰۸۶جبین را صندل اندود از چه ای ابرو کمان کردی؟
  8. شمارهٔ ۱۰۸۷نصرت ده حبیب خدا مرتضی علی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.