پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۶

شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی

گر از میانه روی در کنار خود باشی

به روی شاهد مقصود دیده بگشایی

گر از صفای دل آیینه دار خود باشی

چو ریگ شیشهٔ ساعت خوش آن کز آزادی

سفر کنی و مقیم دیار خود باشی

بنوش باده که که گل ها ز خویشتن چینی

پیاله گیر که جوش بهار خود باشی

ز عالم گذران اعتبار گیر دمی

عجب که در طلب اعتبار خود باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۸جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی
  2. شمارهٔ ۱۰۶۹اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری
  3. شمارهٔ ۱۰۷۰کشید شور جنونم سوی بیابانی
  4. شمارهٔ ۱۰۷۱دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
  5. شمارهٔ ۱۰۷۲در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
  6. شمارهٔ ۱۰۷۳از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی
  7. شمارهٔ ۱۰۷۴عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی
  8. شمارهٔ ۱۰۷۵دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.