پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۹

اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری

چو ماه آخر چسان از رنج کاهیدن نگهداری

خزان پیریت گردد بهار نوجوانیها

چو پای سرو خود را گر ز لغزیدن نگهداری

تلاش منصب بیداری دل در دل شب کن

چه حاصل دیده ات را گر ز خوابیدن نگهداری

چه گل ها خوبخود ریزد به دامان تمنایت

دمی دست هوس را گر ز گل چیدن نگهداری

به رنگ غنچه دایم مایه دار نقد خود باشی

چو گل گر خویش را از هرزه خندیدن نگهداری

شود جویا به عیب خویشتن چشم دلت بینا

اگر خود را ز عیب مردمان دیدن نگهداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷۱دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
  2. شمارهٔ ۱۰۷۲در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
  3. شمارهٔ ۱۰۷۳از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی
  4. شمارهٔ ۱۰۷۴عقدهٔ دل واکند زلف گرهگیر کسی
  5. شمارهٔ ۱۰۷۵دل می بردم غنچهٔ خندان تو جتی
  6. شمارهٔ ۱۰۷۶از چه رو بی وجه با ما اینقدر بیگانگی
  7. شمارهٔ ۱۰۷۷تا دور ز رخ نقاب کردی
  8. شمارهٔ ۱۰۷۸به چشمم موج می دور از تو شمشیر است پنداری
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.