پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۴

چند دل را به جهان گذران شاد کنی؟

خانه بر رهگذر سیل چه بنیاد کنی؟

خانهٔ دل که در او غیر هوا را ره نیست

به هوس همچو حبابش ز چه آباد کنی؟

پیچ و تاب الم عشق بود جوهر او

گر دلت را همه چون بیضهٔ فولاد کنی

حلقهٔ دام تفکر شود از قامت او

قاف تا قاف جهان صید پریزاد کنی

حال دل بسکه خراب است ز تعمیر گذشت

به دو پیمانه اش از نو مگر آباد کنی

دل بی عشق گرفتار هوس شد جویا

کاش در بند غمش آری و آزاد کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۶شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی
  2. شمارهٔ ۱۰۶۷ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری
  3. شمارهٔ ۱۰۶۸جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی
  4. شمارهٔ ۱۰۶۹اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری
  5. شمارهٔ ۱۰۷۰کشید شور جنونم سوی بیابانی
  6. شمارهٔ ۱۰۷۱دولت اگر ز پهلوی خست هوس کنی
  7. شمارهٔ ۱۰۷۲در تعب باشد روانت تا گرفتار تنی
  8. شمارهٔ ۱۰۷۳از رعونت تا به کی سرو پا در گل شوی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.