پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۵

گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری

کلید قفل چشم بسته نبود غیر بیداری

دماغ ناتمام نیم جان می سازد ای ساقی

حباب آسا مرا برپای دارد فیض سرشاری

اگر یکبار گلهای تماشا چیند از رویت

کشد بلبل به گلشن از خیابان خط بیزاری

به مردم روشن است از موی مژگان تو این معنی

که از بیمار داری نیست افزون ضعف بیماری

فلک را با تو کاری نیست تا خاک رهی، جویا!‏

نپیچیده است دست زور هرگز پنجهٔ زاری

ای که از سر تا به پا لبریز معنی چون خمی

بر مدار از خویشتن دست طلب در خود گمی

گوهر معنی است پنهان در تو خود را کم مگیر!‏

خویشتن را قطره می پنداری، اما قلزمی

یک نفس در دیده کی آرام می گیرد نگاه

هر قدر بگریزی از مردم، عزیز مردمی

پای تا سر در پی روزی، دهانی و شکم

تا تو چون دست آس سرگردان مشت گندمی

کی بود کامل جنون را فکر پاییز و بهار

نارسی، زان در رسیدنها به بند موسمی

دور چشم بد زتمکین تو کاندر بزم می

از شراب لعل گون کوه بدخشان چون خمی

کو صفاهان تا نهی جویا به سر تاج مراد

تا به هندی همچو طاووس از پی زیب دمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۷سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی
  2. شمارهٔ ۱۰۵۸ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
  3. شمارهٔ ۱۰۵۹چه خواهد شد دمی با غنچه هم‌آواز اگر باشی
  4. شمارهٔ ۱۰۶۰خود را چو زخود جدا بیابی
  5. شمارهٔ ۱۰۶۱زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهی
  6. شمارهٔ ۱۰۶۲تا قیامت در شکنج دام زلف دلبری
  7. شمارهٔ ۱۰۶۳دل دیوانهٔ عشق تو از هر قطرهٔ خونی
  8. شمارهٔ ۱۰۶۴چند دل را به جهان گذران شاد کنی؟
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.