پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶۰

خود را چو زخود جدا بیابی

شاید که نشان ما بیابی

می ریختی و سبو شکستی

ای محتسب از خدا بیابی

بینی چون قد جامه زیبش

پیراهن خود قبا بیابی

در کشور فقر باش جمشید

تا جام جهان نما بیابی

هرگز ز وفا نیابی ایدل

آن ذوق که از جفا بیابی

چون سرمه کنی به دیده ها جا

گر خود را خاک پا بیابی

کی کام تو بی طلب برآید

یعنی که بجوی تا بیابی

جویا یک بار یا علی گو

برخیز که مدعا بیابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۶۲تا قیامت در شکنج دام زلف دلبری
  2. شمارهٔ ۱۰۶۳دل دیوانهٔ عشق تو از هر قطرهٔ خونی
  3. شمارهٔ ۱۰۶۴چند دل را به جهان گذران شاد کنی؟
  4. شمارهٔ ۱۰۶۵خوش آن رندی که مینا را به ساغر می کند خالی
  5. شمارهٔ ۱۰۶۶شوی ز خویش چو بیگانه یار خود باشی
  6. شمارهٔ ۱۰۶۷ز چشمت سرمه گرد وحشت آهوست پنداری
  7. شمارهٔ ۱۰۶۸جز تو روشن نبود دیدهٔ بیخواب کسی
  8. شمارهٔ ۱۰۶۹اگر تن را نه در اول ز بالیدن نگهداری
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.