پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۹

چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی

خون می چکد ز قطع نظر چون کند کسی

تا کی به یاد لعل لبی شام تا سحر

دل در فشار پنجهٔ غم خون کند کسی

تا چند بی تو پنجهٔ مژگان خویش را

مرجان صفت ز اشک جگرگون کند کسی

سرخوش شود زبوی می «لی مع اللهی»

خود را دمی ز خویش چو بیرون کند کسی

باید نخست ساخت وضو ز آب دیده اش

خواهد چو طوف تربت مجنون کند کسی

جویا اسیر طور تو، آخر مروتی!‏

ظلم اینقدر به عاشق مفتون کند کسی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۱می افزود چراغ زندگانی
  2. شمارهٔ ۱۰۵۲تا مرا شد با تو ای گل پیرهن دلبستگی
  3. شمارهٔ ۱۰۵۳دست ریزش ساقیا هرگز مباد از ما کشی
  4. شمارهٔ ۱۰۵۴ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمری
  5. شمارهٔ ۱۰۵۵گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری
  6. شمارهٔ ۱۰۵۶ای من فدای نام تو یا مرتضی علی
  7. شمارهٔ ۱۰۵۷سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی
  8. شمارهٔ ۱۰۵۸ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.