پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵۲

تا مرا شد با تو ای گل پیرهن دلبستگی

هست همچون غنچه ام با خویشتن دلبستگی

سر نزد یک غنچه هم از نونهال من هنوز

برنتابد سرو آن نازک بدن دلبستگی

هر زمینی کاید از وی بوی جانان خلد ماست

نیست همچون غنچه ما را با چمن دلبستگی

من چرا واله نباشم پیش تنگ شیرین

او که خود چون غنچه دارد با دهن دلبستگی

غنچهٔ گل نافه را ماند به یاد زلف او

کرده است از بسکه با مشک ختن دلبستگی

چشم او مستغنی از زلف است در دل بردنم

عاشقان را نیست محتاج رسن دلبستگی

نکته ای جویا ز لعل او در گوشم نشد

غنچهٔ او راست گویا با سخن دلبستگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵۴ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمری
  2. شمارهٔ ۱۰۵۵گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری
  3. شمارهٔ ۱۰۵۶ای من فدای نام تو یا مرتضی علی
  4. شمارهٔ ۱۰۵۷سر کویی بود عشرتگه ما یا گلستانی
  5. شمارهٔ ۱۰۵۸ز هجرت پیکرم خواب فراموش است پنداری
  6. شمارهٔ ۱۰۵۹چه خواهد شد دمی با غنچه هم‌آواز اگر باشی
  7. شمارهٔ ۱۰۶۰خود را چو زخود جدا بیابی
  8. شمارهٔ ۱۰۶۱زاهد از خشکی است کز مینا کند پهلو تهی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.