پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۶

تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای

تو بیوفا چقدر مایل جفا که نه ای

چو ماهیی که طلبکار آب در دریاست

کجا رود به سراغت کسی کجا که نه ای

ترا ز حال دل خود چسان کنم آگاه

تو آشنا به نگه های آشنا که نه ای

کنایه فهم و سخن ساز و عاشق آزاری

کجا رود کسی از دست تو کجا که نه ای

کرا شفیع خود آرم ز آشنایانت

به هیچ کس تو جفا جوی آشنا که نه ای

مناز اینقدر ای آسمان به رفعت خویش

غبار رهگذر شاه اولیا که نه ای

امید مهر و وفا نیست از تو جویا را

تو شوخ محرم رسم و ره وفا که نه ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۸ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی
  2. شمارهٔ ۱۰۴۹چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی
  3. شمارهٔ ۱۰۵۰نهانی در حجاب زندگانی
  4. شمارهٔ ۱۰۵۱می افزود چراغ زندگانی
  5. شمارهٔ ۱۰۵۲تا مرا شد با تو ای گل پیرهن دلبستگی
  6. شمارهٔ ۱۰۵۳دست ریزش ساقیا هرگز مباد از ما کشی
  7. شمارهٔ ۱۰۵۴ز زنجیری که عشق انداخت بر پای من ای قمری
  8. شمارهٔ ۱۰۵۵گشاید بر رخت درهای فیض از یمن هشیاری
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.