پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۸

صورت حالش دگرگون شد ز گل رخساره‌ای

کار دارد با دل مومینم آتشپاره‌ای

العطش گویان ز هر مژگان زبان بیرون فکند

بسکه گردیده است چشمم تشنهٔ نظاره‌ای

یک نگه کافی است چون شمع از برای شش جهت

چشم مستش را که دارد هر طرف آواره‌ای

رفتی و از خار خارت در چمن گردیده است

چشم تر هر نرگس و هر گل دل صدپاره‌ای

می‌برد از خویشتن ما را حنای پنجه‌اش

می‌برد جویا ز دست امشب، حریفان چاره‌ای!‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۰آه که امشب چه‌ها با دل ما کرده‌ای
  2. شمارهٔ ۱۰۴۱ای دل از فیض محبت چه بسامان شده ای
  3. شمارهٔ ۱۰۴۲عید من باشد گرفتاری به یار تازه ای
  4. شمارهٔ ۱۰۴۳منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای
  5. شمارهٔ ۱۰۴۴باز از تغافلی صف پیمان شکسته ای
  6. شمارهٔ ۱۰۴۵از برم دل می برد هر دم به رنگ تازه ای
  7. شمارهٔ ۱۰۴۶تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای
  8. شمارهٔ ۱۰۴۷خیال تندخویی با دلم سر می‌کند بازی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.