پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۱

ای دل از فیض محبت چه بسامان شده ای

عشقت آن مایه نیفشرد که عمان شده ای

خواب آسایشی از خویش دگر چشم مدار

کز خیال لبش ای دیده نمکدان شده ای

نگذری تا ز رعونت نچشی لذت درد

همچو گل گر همه تن چاک گریبان شده ای

جان ز نزدیکی ات ای جسم به تنگ آمده است

یوسفی را ز چه رو بیهده زندان شده ای؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۳منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای
  2. شمارهٔ ۱۰۴۴باز از تغافلی صف پیمان شکسته ای
  3. شمارهٔ ۱۰۴۵از برم دل می برد هر دم به رنگ تازه ای
  4. شمارهٔ ۱۰۴۶تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای
  5. شمارهٔ ۱۰۴۷خیال تندخویی با دلم سر می‌کند بازی
  6. شمارهٔ ۱۰۴۸ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی
  7. شمارهٔ ۱۰۴۹چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی
  8. شمارهٔ ۱۰۵۰نهانی در حجاب زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.