پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۴۳

منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای

در عالمی و پای ز عالم کشیده ای

در هر طرف که می نگرم جلوه گر تویی

بر روی گل به کسوت رنگ آرمیده ای

ای نفس قطع راه فنا یک نفس شود

هنگامه ای به هستی مرهوم چیده ای

از شوخی تو برق شرروار می رمد

ای شعله خوی من تو هنوز آرمیده ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴۵از برم دل می برد هر دم به رنگ تازه ای
  2. شمارهٔ ۱۰۴۶تو جنگجو چقدر جور آشنا که نه ای
  3. شمارهٔ ۱۰۴۷خیال تندخویی با دلم سر می‌کند بازی
  4. شمارهٔ ۱۰۴۸ز بس با خویش بردم آرزوی سرمه سا چشمی
  5. شمارهٔ ۱۰۴۹چون بی تو چارهٔ دل محزون کند کسی
  6. شمارهٔ ۱۰۵۰نهانی در حجاب زندگانی
  7. شمارهٔ ۱۰۵۱می افزود چراغ زندگانی
  8. شمارهٔ ۱۰۵۲تا مرا شد با تو ای گل پیرهن دلبستگی
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.