پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۵

کردم از لخت جگر طرح زبان تازه ای

ریختم از خون دل رنگ بیان تازه ای

تن شد از گرد کدورت جان غم فرسوده ام

این تن نو خواهد از لطف تو جان تازه ای

قصهٔ فرهاد و مجنون پر مکرر گشته است

سرگذشت ماست زین پس داستان تازه ای

ماند از بس داغ او در سینه صاحبخانه شد

هست چشم دل به راه میهمان تازه ای

دیده ام گردید اگر بی مایهٔ نقد سرشک

از جگر پرکاله بگشاید دکان تازه ای

غنچه آسا، حیرتم مهر لب اظهار شد

ورنه از هر لخت دل دارم زبان تازه ای

گردش چرخ کهن جویا مکرر گشته است

کاش می کردند طرح آسمان تازه ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۷دل چیست واله نگه ترک زاده ای
  2. شمارهٔ ۱۰۳۸صورت حالش دگرگون شد ز گل رخساره‌ای
  3. شمارهٔ ۱۰۳۹دوش بر قلب دل غم زده غافل زده ای
  4. شمارهٔ ۱۰۴۰آه که امشب چه‌ها با دل ما کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۱۰۴۱ای دل از فیض محبت چه بسامان شده ای
  6. شمارهٔ ۱۰۴۲عید من باشد گرفتاری به یار تازه ای
  7. شمارهٔ ۱۰۴۳منظور دیده ها نه ای و نور دیده ای
  8. شمارهٔ ۱۰۴۴باز از تغافلی صف پیمان شکسته ای
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.