پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۸

گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره

شده هر قطرهٔ می بر لب پیمانه گره

نبود چین جبین آینهٔ حسن ترا

چون هلال است ز ابروی تو بیگانه گره

تا قیامت به تمنای بناگوش کسی

در دل بحر بود گوهر یکدانه گره

غنچهٔ خاطر من بشکفد از شبنم اشک

می گشاید ز دلم گریهٔ مستانه گره

بر لبم بی می دیدار تو خمخانه نگاه

شده تبخاله صفت غنچهٔ پیمانه گره

زده ناخن به دلم مصرع بینش جویا

‏«ناخن شمع گشود از پر پروانه گره»‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۰بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوه
  2. شمارهٔ ۱۰۲۱زفیض فکر شب ها چون به دور شمع، پروانه
  3. شمارهٔ ۱۰۲۲سال سال از من نمی رسی چه جای ماه ماه
  4. شمارهٔ ۱۰۲۳به جام لاله می رنگ تا بود در کوه
  5. شمارهٔ ۱۰۲۴برنتابد دیدهٔ خونین ما بار نگاه
  6. شمارهٔ ۱۰۲۵رفتیم ز بس با دل پر شور در این راه
  7. شمارهٔ ۱۰۲۶می کشد عکس ترا پر تنگ در بر آینه
  8. شمارهٔ ۱۰۲۷زان چشم مست کار صبوحی کند نگاه
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.