پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۶

در گلویم بی‌تو هردم آب می‌گردد گره

آرزوها در دل بی‌تاب می‌گردد گره

گر خیال چین ابرویش کنم در سینه‌ام

چون انار ز درد دل خوناب می‌گردد گره

باده را نازم که از فیض طلوع نشئه‌اش

بر جبین او در نایاب می‌گردد گره

رتبهٔ بالانشینی‌های ابرویش نداشت

قطره‌سان زان روی از شرم آب می‌گردد گره

گر به کام غم‌پرستان افتد از طوفان درد

چون دل عاشق ز غم بی‌تاب می‌گردد گره

بی‌تکلف سینه‌اش جویا چو دُرج گوهر است

در گلوی هرکه بی‌او آب می‌گردد گره

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۸گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
  2. شمارهٔ ۱۰۱۹از حیا تا رنگ رخسارت به پرواز آمده
  3. شمارهٔ ۱۰۲۰بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوه
  4. شمارهٔ ۱۰۲۱زفیض فکر شب ها چون به دور شمع، پروانه
  5. شمارهٔ ۱۰۲۲سال سال از من نمی رسی چه جای ماه ماه
  6. شمارهٔ ۱۰۲۳به جام لاله می رنگ تا بود در کوه
  7. شمارهٔ ۱۰۲۴برنتابد دیدهٔ خونین ما بار نگاه
  8. شمارهٔ ۱۰۲۵رفتیم ز بس با دل پر شور در این راه
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.