پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۵

کی کنم سودا به نقد جان و دل کالای آه

نیست غیر از صورت او نقش بر دیبای آه

دردها را نیست با درد فراقت نسبتی

کی نفس در تنگنای سینه گیرد جای آه

دیده است این بر رخم یابی تو مانند حباب

قطرهٔ اشکی بخود بالیده از بالای آه

بی توام در تنگنای سینه شور محشر است

از فغان درد داد و اشک و واویلای آه

می زند پهلو به بالای تو شبهای فراق

سرو باغ سینه ام یعنی قد رعنای آه

در حریم سینه آتش زیر پا دارد ز داغ

نیست بیجا اینقدر از جای جستنهای آه

همچنان کز دود جویا پی به آتش می برند

می نماید سوز پنهان مرا سیمای آه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۷کو بهاران تا برآید از کمین ابر سیاه
  2. شمارهٔ ۱۰۱۸گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
  3. شمارهٔ ۱۰۱۹از حیا تا رنگ رخسارت به پرواز آمده
  4. شمارهٔ ۱۰۲۰بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوه
  5. شمارهٔ ۱۰۲۱زفیض فکر شب ها چون به دور شمع، پروانه
  6. شمارهٔ ۱۰۲۲سال سال از من نمی رسی چه جای ماه ماه
  7. شمارهٔ ۱۰۲۳به جام لاله می رنگ تا بود در کوه
  8. شمارهٔ ۱۰۲۴برنتابد دیدهٔ خونین ما بار نگاه
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.