پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۰

چه کنم با صف مژگان بلا پرور او

رگ جان می زند از خیره سری نشتر او

هر که سوزد زحسد سینهٔ کین آور او

گل کند آتش نمرود ز خاکستر او

بر زمین چون گل مهتاب فتد نقش پی اش

بسکه غلتیده صفا در قدم گوهر او

رو به خلوتگه آیینه که از بیتابی

بی تو زنجیر زهم می گسلد جوهر او

ای خوش آن دیدهٔ حق بین که زنظارهٔ حسن

نبود در نظرش غیر پدیدآور او

ریزد از لاله به تحریک نسیمی بر خاک

بسکه سرشار می رنگ بود ساغر او

مرغ یاقوت پری دوش به خوابم آمد

که مرا پلک و مه گشته چو بال و پر او

عین دریای وصال است به هر چشم زدن

چون حباب آنکه هوای تو بود در سر او

می توان یافتن از نالهٔ قمری که مدام

آتشی هست نهان در ته خاکستر او

دل جویا نخورد زین غزل آرایی آب

منقبت سنج بود خامهٔ مدحتگر او

شاه مردان جهان آنکه زبان قلمم

زین دو مطلع شده پیوسته ثناگستر او

به دو عالم ندهم ذرهٔ خاک در او

عالم و هر چه در او جمله به گرد سر او

هر که شد تاج سرش خاک در قنبر او

بر فلک ناز کند بلکه به بالاتر او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۲مستغنی از می آیم ز جان نگاه او
  2. شمارهٔ ۱۰۱۳چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
  3. شمارهٔ ۱۰۱۴ترا دو ابروی پیوسته بر جبین شکفته
  4. شمارهٔ ۱۰۱۵کی کنم سودا به نقد جان و دل کالای آه
  5. شمارهٔ ۱۰۱۶در گلویم بی‌تو هردم آب می‌گردد گره
  6. شمارهٔ ۱۰۱۷کو بهاران تا برآید از کمین ابر سیاه
  7. شمارهٔ ۱۰۱۸گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
  8. شمارهٔ ۱۰۱۹از حیا تا رنگ رخسارت به پرواز آمده
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.