پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۱

در سحرخیزی به ارباب سعادت یار شو

آسمان گردآور فیض است هان بیدار شو

همچو شبنم در هوای دوست شب را زنده دار

صبح شد برخیز و مست جام استغفار شو

هر کس از فیض صبوحی کامیاب نشئه ای است

صبحدم با چشم گریان محو روی یار شو

مانده ای در بند رفعت از سبک مغزی چو ابر

خاکساری پیشه کن، هم سنگ دریا بار شو

پیش کس گردن منه مالک رقاب وقت باش

چشم از مردم بپوش و از اولی الابصار شو

برنمی تابد حجابت شوخ چشمیهای شمع

خود چراغ بزم خود چون گوهر شهوار شو

گرنه ای جویا نکو، با نیکوان منسوب باش!‏

باغ را گر گل نه ای خار سر دیوار شو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۳چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
  2. شمارهٔ ۱۰۱۴ترا دو ابروی پیوسته بر جبین شکفته
  3. شمارهٔ ۱۰۱۵کی کنم سودا به نقد جان و دل کالای آه
  4. شمارهٔ ۱۰۱۶در گلویم بی‌تو هردم آب می‌گردد گره
  5. شمارهٔ ۱۰۱۷کو بهاران تا برآید از کمین ابر سیاه
  6. شمارهٔ ۱۰۱۸گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
  7. شمارهٔ ۱۰۱۹از حیا تا رنگ رخسارت به پرواز آمده
  8. شمارهٔ ۱۰۲۰بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوه
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.