پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۳

چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو

گویی این نالش ز دست کیست آه از دست تو

از فشار پنجهٔ جورت چه مالش‌ها نیافت

ار دلم رحمی که خون شد بی‌گناه از دست تو

نور رخسار تو شب را کرده روشن‌تر ز روز

اوفتاد از بام گردون طشت ماه از دست تو

بس که رنگین است چون گل از حنا سرپنجه‌ات

رشتهٔ یاقوت برگردد نگاه از دست تو

شد قران پنجهٔ خورشید با ماه تمام

از حیا تا کرده رخسارت پناه از دست تو

تا جهان باقیست باشد دست بر بالای دست

در نظرها پر خنک گردیده ماه از دست تو

نیست در اندیشه‌ات جویا جز امید کرم

گرچه کاری برنیاید جز گناه از دست تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۵کی کنم سودا به نقد جان و دل کالای آه
  2. شمارهٔ ۱۰۱۶در گلویم بی‌تو هردم آب می‌گردد گره
  3. شمارهٔ ۱۰۱۷کو بهاران تا برآید از کمین ابر سیاه
  4. شمارهٔ ۱۰۱۸گشته بی لعل تو خم در دل میخانه گره
  5. شمارهٔ ۱۰۱۹از حیا تا رنگ رخسارت به پرواز آمده
  6. شمارهٔ ۱۰۲۰بسکه در شادی و غم با خلق یک رنگ است کوه
  7. شمارهٔ ۱۰۲۱زفیض فکر شب ها چون به دور شمع، پروانه
  8. شمارهٔ ۱۰۲۲سال سال از من نمی رسی چه جای ماه ماه
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.