پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۴

نه همین پیچد به خود از شوق رویت موی تو

نعل در آتش بود بر روی تو ابروی تو

با رخش ای گل مزن زین بیش لاف همسری

رشک نگذارد که بینم رنگ هم بر روی تو

حال عالم را توان دریافتن از فیض فکر

جان من جام جم است آیینهٔ زانوی تو

با تأمل گفتگو کن به که آموزد سخن

طوطی نطق ترا آیینهٔ زانوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۶صفا دارد ز بس اندام سیمین سمین او
  2. شمارهٔ ۱۰۰۷دمیده همچو مهر از مشرق خوبی جمال او
  3. شمارهٔ ۱۰۰۸آنکه شور صد قیامت بود با خلخال او
  4. شمارهٔ ۱۰۰۹ای شوخ قوشجی که ز بیداد خوی تو
  5. شمارهٔ ۱۰۱۰چه کنم با صف مژگان بلا پرور او
  6. شمارهٔ ۱۰۱۱در سحرخیزی به ارباب سعادت یار شو
  7. شمارهٔ ۱۰۱۲مستغنی از می آیم ز جان نگاه او
  8. شمارهٔ ۱۰۱۳چون سر راه تو گیرم دادخواه از دست تو
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.