پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۱

نیست آسان چارهٔ دیوانهٔ گیسوی او

در دهان مار باشد مهرهٔ بازوی او

چون گره از طرهٔ مشکین گشاید در چمن؟

کز شمیم گل غبار آلود گردد موی او

آنکه بال سرعت رنگش ز ضعف تن شکست

می برد همچون حنا از دست رنگ روی او

حبذا زلفی که بیزد هر سحر موج نسیم

در حریم نکهت سنبل عبیر بوی او

نه همین آشفته زلف از پهلوی رخسار اوست

نعل در آتش بود بر روی او ابروی او

چون نیابد دل ز فیض یاد رخسارش کمال

می کند آیینه را آدم مثال روی او

وقت آن کس خوش که شب ها کار جوهر می کند

پیچ و تاب فکر در آیینهٔ زانوی او

از صفا آیینه شور موج جوهر را نشاند

کرده ام هموار بر خود وضع ناهموار او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۳صحبت بی نفاق یاران کو
  2. شمارهٔ ۱۰۰۴نه همین پیچد به خود از شوق رویت موی تو
  3. شمارهٔ ۱۰۰۵حسن از تاب و تب است از شعلهٔ دیدار او
  4. شمارهٔ ۱۰۰۶صفا دارد ز بس اندام سیمین سمین او
  5. شمارهٔ ۱۰۰۷دمیده همچو مهر از مشرق خوبی جمال او
  6. شمارهٔ ۱۰۰۸آنکه شور صد قیامت بود با خلخال او
  7. شمارهٔ ۱۰۰۹ای شوخ قوشجی که ز بیداد خوی تو
  8. شمارهٔ ۱۰۱۰چه کنم با صف مژگان بلا پرور او
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.